الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
17
الخصال ( فارسي )
حكمت مدار باشد . سه از آنها در راز و نياز با خداوند بىنياز است ، و سه ديگر از آنها در فرزانگى و روش خردمندان است ؛ سه از آنها در فرهنگ و آميزش با همگنان است . و آن سه كه در راز و نياز گفته است : خدايا در ارجمندى من همين بسنده است كه ترا بندهام و در سر فرازى من همين كافىست كه پروريدهء تو هستم تو چنانى كه مىخواهم مرا چنان كن كه تو خواهى . آن سه سخن كه در فرزانگىست : ارزش هر مردى به چيزيست كه آن را نيكو فرا گرفته است ، نابود نگردد آنكه خود را شناسد . مرد در زير زبان خود نهفته است . و آنچه در فرهنگ و ادب است : هر كه را نيكى رساندى سر و روى گردى ، به هر كه نيازمند گردى گرفتار او شوى ، از هر كه بىنيازى دارى برابر وى باشى . ترجمهء ( 815 ) اندازهء رسيدن زن نه سال است - زرارة گفت : امام محمد باقر گفته : تا دختر نه ساله نگردد با وى در مياويز يا ده ساله گردد . گفت : مىشنيدم كه مىگفت نه سال يا به ده سال برسد . ( ترديد براى پيدا شدن رشد ويست ) . ترجمهء ( 816 ) زنى كه از شوى خويش نه طلاق عدى گرفته بر وى هميشه حرام خواهد بود - ابو بصير گفته : از امام صادق ( ع ) پرسيدم از زنى كه طلاق داده شود و رجوع شود آنگاه طلاق داده شود و